پارت صد و سیزده :
پلکهایم را با اکراه از هم باز میکنم؛ هجوم هوای یخزده به چشمهایم سوز عجیبی میدواند. دست لرزانم را از روی لبهی سرد مانع بلند میکنم و پیش از آنکه تعادلم به هم بخورد، آستین ضخیم و سنگین کاپشنم را عقب میکشم تا صفحهی ساعت مچیام را ببینم. در نور کدر و مایل به زردی که از خیابانهای پایین میتابد، عقربهها خودنمایی میکنند: ۱۱:۵۷ دقیقهی شب.
تنها سه دقیقهی دیگر... فقط سه دقی
مطالعهی این پارت حدودا ۳۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
2فقط باید بگم شاهکار شاهکارر ☺☺ نگین تو باعث میشی وسط ناراحتی از ذوق بخندم،باعث میشی پارادوکس رو درونم حس کنم
۲ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
شاهکاررر وجود شماست😭✨️❤️
دیروزدریا
1چقدر لحظه ی عجیب و فوق العاده ایِ که یه آدم بتونه در عرض چند دقیقه به جای سقوط به پرواز برسه ✨️🪽
۲ روز پیشTara
5تنها کسایی که می تونن بعد یه تروما لاس بزنن آرام و دارا ان. تنها کسی که تو یه پارت بتونه کاری کنه که هم گریه ات بگیره و هم ذوق کنی نگینه . و تنها رمانی که لایقه در کل جهان دیده بشه شبت آرامه.✨
۲ روز پیشTara
2وای آراد قربون خجالت کشیدنت😭😭بچم رو بی عفت نکنید دیگه
۲ روز پیشTara
3میگه من تجربه زیاد داشتم… تو گوه خوردی سنیور.
۲ روز پیشTara
2بنظرم تنها راه متوقف کردن این کله شق اینه که آرام هم آراد رو تهدید به خودکشی بکنه☹️
۲ روز پیشTara
2«جوجه کاربنی» دست بردار😭😂
۲ روز پیشTara
4آرام رسید… برای اولین بار ناجیِ این مرد به موقع رسید
۲ روز پیشTara
3«خداحافظ آرامِ جانم… و چون ندارمت، دیگر جانی ندارم.» عمرا با یه جمله اشکت در بیاد و غم کل دنیا سرت آوار بشه. همچنان اون جمله:
۲ روز پیشTara
3ولی مونولوگ های دارا:))
۲ روز پیش...fa
0وایی قلببمم😭😭🫠🫠
۲ روز پیشZ.k
0وای وای وای قلبم خیلیی عالی ممنون بانو جان چقدر زیبا مخصوصا اونجا که آرام گفت میخوام آراد و ببوسم 🤩🤩😘😘
۲ روز پیشهاناکو
0دل کندن خیلی سخته..من رمان رو کامل خوندم و از دیروز این بار چهارمه که دارم پارت های پایانی رو دوباره میخونم. خداحافظی از چیزی که فکر می کردم سخت تره
۲ روز پیشهدی
1خدایا اشک هام بند نمیان😭😭
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

Hani
0وای قلبم تو این پارت ایست کرد